جوجوی نازمون

عاشق این لحظه هام

سلام عزیز دلم جوجوی نازم مرسی که اومدی تو دل مامانی با اومدنت همه چی یه رنگ وبوی دیگه گرفته من وبابایی عاشقتیم الان 3ماهه که مهمون دلم شدی ولی عجیب وابسته ت شدیم همه عشق وامید مایی میپرستیمت فرشته کوچولو محکم بچسب به دلم سر موقع صحیح وسالم بیا بغلمون خداجونم هزاران هزار بار برای این حس خوب وناب شکر گذارتم ممنون که منو مورد لطفت قرار دادی نینیم وسپردم به تو
19 مرداد 1394

سونوی NTوغربالگری

مامانی دیروز سونو دادم خدا رو صد هزا مرتبه شکر همه چی خوب بود ولی جنسیتت مشخص نشد فدای سرت سلامتیت برام مهمتره دختر باشی یا پسر عزیز دلمونی  امروزم برای غربالگری 4 نوبت خون دادم به امید خدا انشالله جواب اینم خوب میشه من به لطف خدا ایمان دارم  یه عالمه بوووووس ابدار اووووم ماااااچ  ...
15 مرداد 1394

کلی استرسسس

سلام نفسسسسم عشقممم خوبی مامانی الهی من فدات شم اگه جات ناراحته یه اشاره کن بی خیال خاطره نویسی میشم دوست ندارم از خاطره های بد بنویسم ولی چون اخرش خوش بود مینویسم هفته گذشته خونه مامانینا که بودیم 5شنبه یه لک خیلیییییی کوچیک دیدم اولش فکر کردم توهمه ولی به اصرار بابایی به دکترم زنگ زدم منشی دکترم گفت باید حتما بری پیش دکتر ساعت 8 شب کدوم دکتر باید میرفتم خیلی بد جور ترسیده بودم به دکتر دوستم زنگ زدم خیلی با ارامش بهم روحیه دادو گفت جای نگرانی نیس استراحت کن خوب نشد ی به دکتر مراجعه کن یه کم خیالم راحت شد ولی تو دلم غوغایی بود فکرهای عجیب غریب کابوس هایی که دیده بودم همش یادم میومد خلاصه کل شب وبی حوصله بودم تا اینکه خوابم برد نصفه های شب...
15 مرداد 1394
1